بیست و چهارم اردیبهشت 1387
عكسهاى جشن تولد رو بين رو ميگذرم براى شما مهربون و ممنونم از لطف همتون.
هنوز ۵ روز ديگه مونده به روز تولد .
سر فرصت مناسب ميام و مى نويسم از گُلم مفصل.





هنوز ۵ روز ديگه مونده به روز تولد .
سر فرصت مناسب ميام و مى نويسم از گُلم مفصل.





نوشته شده توسط maman در ساعت 12:54 بعد از ظهر | لینک
|
هجدهم اردیبهشت 1387
سلام به شما مهربان ها .
ممنون براى اينكه هستيد.
پسر گل من هم خوبه خدا و فعلا حسابى مشغولِ برنامه ريزى جشن روز تولد شه.
امسال دوست داره فقط دوستاى مهد رو دعوت كنه. خودش تصميم گرفته كه فقط ۵ تا از دوستاش باشن. كيكش مى خواد حتما شكلاتى باشه و غذا هم فعلا نميدونه چى مى خواهد. خودش نميدونه كه پيتزا مى خواد يا همبِرگر. به زودى قراره يكيش رو انتخاب كنه. اميدوارم كه بهشون خوش بگذراه.
من و نخود چى تو دلى هم خوبيم و خدا رو شكر مشگل حل شد. يواش يواش داريم رو بين رو براى اومدن برادرِ كوچولوش آماده ميكنيم و خدا رو شكر فعلا پسر خوب و مهربان مون كلى اظهار علاقه ميكن
ممنون براى اينكه هستيد.
پسر گل من هم خوبه خدا و فعلا حسابى مشغولِ برنامه ريزى جشن روز تولد شه.
امسال دوست داره فقط دوستاى مهد رو دعوت كنه. خودش تصميم گرفته كه فقط ۵ تا از دوستاش باشن. كيكش مى خواد حتما شكلاتى باشه و غذا هم فعلا نميدونه چى مى خواهد. خودش نميدونه كه پيتزا مى خواد يا همبِرگر. به زودى قراره يكيش رو انتخاب كنه. اميدوارم كه بهشون خوش بگذراه.
من و نخود چى تو دلى هم خوبيم و خدا رو شكر مشگل حل شد. يواش يواش داريم رو بين رو براى اومدن برادرِ كوچولوش آماده ميكنيم و خدا رو شكر فعلا پسر خوب و مهربان مون كلى اظهار علاقه ميكن
نوشته شده توسط maman در ساعت 1:21 قبل از ظهر | لینک
|


