بیست و ششم فروردین 1387
ما برگشتيم.
امروز يك هفته است كه برگشتيم خونه.روبين هم خدا رو شكر خوبه و به معناى واقعى تبديل شده به يك پسر پر توقع ولى مثل هميشه دوست داشتنى.
هميشه يك ماهى بعد از برگشتن از ايران بايد به ساعتهای كلاس تعليم و تربيت اضافه بشه .
اين چند روز مشغولِ فنقل تو دلى بوديم. از وقتى كه از ايران برگشتيم كاملا حالم خوب بود ولى متاسفانه ۴ روز پيش مجبور شديم خيلى سرى خودمون رو به بيمارستان برسونيم .
اتصالِ جفت به ديوارۀ رحم كمى جدا شده بود و ايجاد خونريزى كرده بود.
اين چند روزه استراحت مطلق هستم و اميدوارم كه همه چيز خوب پيش بره . لطفا دعا كنيد كه همه چيز خوب پيش بره.
امروز يك هفته است كه برگشتيم خونه.روبين هم خدا رو شكر خوبه و به معناى واقعى تبديل شده به يك پسر پر توقع ولى مثل هميشه دوست داشتنى.
هميشه يك ماهى بعد از برگشتن از ايران بايد به ساعتهای كلاس تعليم و تربيت اضافه بشه .
اين چند روز مشغولِ فنقل تو دلى بوديم. از وقتى كه از ايران برگشتيم كاملا حالم خوب بود ولى متاسفانه ۴ روز پيش مجبور شديم خيلى سرى خودمون رو به بيمارستان برسونيم .
اتصالِ جفت به ديوارۀ رحم كمى جدا شده بود و ايجاد خونريزى كرده بود.
اين چند روزه استراحت مطلق هستم و اميدوارم كه همه چيز خوب پيش بره . لطفا دعا كنيد كه همه چيز خوب پيش بره.
نوشته شده توسط maman در ساعت 9:57 بعد از ظهر | لینک
|
