بیست و دوم شهریور 1385
سلام به همه دوستان خوبمون که کلی شرمنده محبتهاتون هستيم.
ممنون از مهربونيتون.
بلاخره تونستم بيام و از روبين گلم بنويسم.
حسابی خوش به حال گلمونه و تنها مشگلی که الان داريم اينه که بعد از رفتن مهمونهای خوبمون با احساسات قشنگ و دل کوچولوی روبين چه کنيم.

ممنون از مهربونيتون.
بلاخره تونستم بيام و از روبين گلم بنويسم.
حسابی خوش به حال گلمونه و تنها مشگلی که الان داريم اينه که بعد از رفتن مهمونهای خوبمون با احساسات قشنگ و دل کوچولوی روبين چه کنيم.

حسابی با بابا اصغر و مامان فرفر مشغوله
اينهم روبين و لباس خواب.
کلی موقع خواب مشگل داريم.تو خونه ما لباس خواب مفهومش رو برای روبين از دست داده.
کلی موقع خواب مشگل داريم.تو خونه ما لباس خواب مفهومش رو برای روبين از دست داده.
۳ بار هر شب ميره برای خواب و دوباره پشيمون ميشه و برميگرده و بازی شروع ميشه.
اينهم مامان فرفر و بابا اصغر
نوشته شده توسط maman در ساعت 10:16 بعد از ظهر | لینک
|
دوازدهم شهریور 1385
سلام به دوستان خوب و با محبت ببخشيد که نميتونم جواب کامنتهای پر مهر شما خوبان رو بدم.حسابی وقت کم ميارم.
الان هم فقط اومدم بگم که همتون رو دوست دارم و به زودی با يک دنيا حرف و عکسهای خوشگل بر ميگردم.
مادر و پدر همسر ارجمند ميهمانمون هستن از ايران و هم زمان مکتب خانه ها هم باز شده و اينجانب وقت سر خاروندن ندارم.
سعی ميینم خيلی زود بر گردم.
نوشته شده توسط maman در ساعت 0:5 قبل از ظهر | لینک
|





