تبليغاتX
روبین و رادين

Robin va mappa

 

ممنون از همه دوستانی که به روبين سر ميزنيد.و ممنون از اظهار لطف همتون.

نوشته شده توسط maman  در ساعت 9:33 بعد از ظهر | لینک  | 

 
robin
 
 
 برای اولين بار پيچ رو کاملا باز کرد .

رضايت چی ميگه
نوشته شده توسط maman  در ساعت 11:24 قبل از ظهر | لینک  | 

    امروز پاپا سر کار بودن و بعد از ۲ روز که خونمون پر از مهمونهائی بود که برامون خيلی عزيزن به يک باره من و روبين تنها شديم.
صبح که گلم بيدار شد بعد از رقص مخصوصمون ه روزهای  تعطيل جزو برنامه صبح روبين و مامانه گل مامان دلش گرفت و پتوش رو بغل کرد و پستونکش رو هم بردشت و رفت روی مبل دراز کشيد و با حالتی کاملا محزون رفت توی فکر.وديگه خودتون بايد حدس بزنيد که با ديدن اين صحنه دل مامان ندا چند صد تيکه شد.سريع اماده شديم و رفتيم موتور سواری .تا گلم امد خوشحالی کنه و فراموش کنه که دلش گرفته بود افتاد زمين و برای اولين بار توی زندگيش از دهنش خون اومد .برگشتيم خونه و حالال ديگه درد هم بهش اضافه شد.با سيامک تماس گرفتم و قرار شد که برم يش پاپا و غذا رو ساعت بيکاری پاپا سيامک با هم بخوريم.ولی همون موقعی که رسيديم مريض اورژانس برای پاپا رسيد و روبين فقط تونست ۲ دقيقه با پاپا باشه .

تصميم گرفتم که ببرمش سيرک.اونجا هم فقط از ديدن سگها لذت برد و ۲ باره دست از پا درازتر برگشتيم خونه و بلاخره زمان جی.... بوس لالای پسرم رسيد.
زمانی که دستهای قشنگش رو تو دستم گرفته بودم و چشماش يواش يواش سنگين و سنگين تر ميشد فقط داشتم به اين فکر ميکردم که شايد بهتر بود روبين رو امروز صبح زمانی که با پتوش خلوت کرده بود کمی تنها ميگذاشتم و به اشتباه خودم رو داخل دنيای قشنگش نميکردم .مطمئنا بعد از چند دقيقه خودش ميرفت سراغ اسباب بازيهاش .من بايد اين رو بپذيرم که بچه ها توانائی پذيرفتن خيلی از مسائل رو دارن.تلاش مذبوحانه ممنوع.

نوشته شده توسط maman  در ساعت 1:7 بعد از ظهر | لینک  | 

اخه  چه اصراری داری که  هر دفعه از سرت درش بياری و بر عکس بذاری روی سرت

 

نوشته شده توسط maman  در ساعت 11:58 بعد از ظهر | لینک  | 

 روبين گلی من و پاپا متفق القول هستیم که شما  مهمترين وعزيزترين هستی برای ما.
خيلی تلاش ميکنيم که عشقمون اينقدر فوران نکنه که عشق گرفتن برات عادی بشه .ولی بلاخره به اين نتيجه رسيديم که نميتونيم برای عشقمون مرز بگذاريم و مطمئن هستيم که هيچوقت از اين تصميم پشيمون نميشيم. نه بهتره بگم اميد بزرگ داريم که پشيمون نشيم.
پسر خوبم ديگه کلی سخنرانی ميکنی و من نميدونم چطور بايد شکرگزار خداوند باشم که اينقدر راحت تونستی خودت رو عادت بدی به سيستم دو زبانه بودن اجباری خودت.
توی خونه فقط کلمات فارسی رو ميگی و توی مهد کلمات نروژی.با بچه ها خيلی بازی نميکنی و ترجيح ميدی ساعتها با اسباب بازيها خودت رو مشغول کنی.

روبين مامان خيلی خوشحالم که دارمت اينقدر که بعضی اوقات  فکر ميکنم همه اين لحظات با تو بودن روياست ولی خوشبختانه نيست.شما هستی و من با اين احساس قشنگ دنيا رو خيلی قشنگتر ميبينم.

نوشته شده توسط maman  در ساعت 11:48 بعد از ظهر | لینک  | 

نياز كودكان به مهر و محبت به اندازه كافي شناخته شده است، اما اين شناخت كه عشق و علاقه نه تنها در پختگي عاطفي نقش دارد بلكه ساختار مغز را نيز متاثر مي‌كند، يافته جديدي است

 

به گزارش  پايگاه اينترنتي مجله علمي "روانكاوي" آلمان، به هنگاميكه دانشمندان كودكان يتيم يك كشور اروپاي شرقي را مورد مطالعه قرار دادند، در مغز آنها "حفره سياهي" يافتند كه طبيعتا بايد

"‪Kortex‬ ‪ "orbitofrontale‬

باشد. اين همان بخش از مغز است كه مسووليت رشد و تحول در درك احساس و ساخت، عملكرد و هضم عواطف، تجربه زيبايي و لذت، لياقت و هنر رفتار و برخورد عاقلانه با ديگران را برعهده دار

.

پژوهش‌هاي علم اعصاب و تحقيقات بيوشيمي با كمك و كاربرد تكنيك پويشگري مغز و مطالعات برش‌هاي آن، ثابت كرده‌اند كه سيستم اعصاب نه تنها به تحريكات عواطفي عكس‌العمل نشان مي‌دهد، بلكه در اساس شكل مي‌گيرد

 

مغز يك نوزاد هنوز به خوبي شكل نگرفته و بدون ساختار است و براي رشد و تحول خود به تحريك نياز دارد، نه تنها به تحريكات محسوس و شناختي در اشكال و انحاء گوناگون مثل بازيها، رنگها يا موزيك، بلكه به برخوردها و رفتارهاي محبت آميز نيز محتاج است

 

لبخند، تماس چشمها و وجود يك غمخوار و پرستار سبب آرامش و آسودگي خاطر و

همزمان نيز ترشح هورمونهايي در

 "‪ "frontale Kortexpr

‬مي‌گردد يعني در آن بخشي از مغز كه در همان سالهاي نخستين شكل مي‌گيرد و در پختگي رشد و تحول رفتار اجتماعي سرنوشت ساز است.

هر چه روابط و تاثيرات متقابل مثبت بيشتري بوقوع بپيوندد، اتصالات و شبكه‌هاي بهتر و بيشتري در اين بخش ايجاد مي‌گردد

 

بدين ترتيب، نظريه پيوند "جان بوولبي" كه گهگاه مورد ترديد قرار مي‌گرفت بوسيله پژوهش‌هاي بيولوژيكي تاييد شد

نظريه بوولبي مي‌گويد، رشد و تحول يك كودك از طريق تجربه پيوندها و دلبستگيهاي دوران كودكي به نحو مثبت و يا به گونه‌اي منفي تحت تاثير قرار مي گيرد

نوشته شده توسط maman  در ساعت 8:57 بعد از ظهر | لینک  | 

skann

 

روبين ما رو با خود خواهد برد.

 

 

شنبه همه با هم رفتيم شهر بازی.روبين عاشق موتور و ماشين شده بود. ۱۵ مرتبه سوار اين موتور شد.
 
 
 

 
 
بلاخره بعد از ۸ ساعت بازی راضی به رفتن شد.البته راس ساعت ۷ شب تعطيل ميشه ما قبل از اينکه بيرونمون کنن راس ساعت ۷ روبين رو راضی کرديم برای رفتن.
 
نوشته شده توسط maman  در ساعت 0:7 قبل از ظهر | لینک  | 

چطور ميتونم فيلم بگذارم اينجا

نوشته شده توسط maman  در ساعت 10:22 بعد از ظهر | لینک  | 

 . روبين  خيلی عاقلتر شده .البته از اول هم سرش کلاه نميرفت ولی الان به جائی رسيده که کلاه سر مامان و پاپا به راحتی ميگذاره.
امروز ۱ بولدزر بزرگ خيابون جلوی خونه رو داشت درست ميکرد داشتيم از مهد کودک بر ميگشتيم که ديدش اول با کمال شجاعت اومد جلو و محو تماشاش شد ولی تا چنگکهای بزرگ ماشين رو ديد برگشت به من نگاه کرد و با چشمهائی که پر از اشک بود ولی سعی داشت جلوش رو بگيره گفت.مامان ندا عزيزی.گراو بيل خيلی خطرناک.و منهم کی هميشه سعی ميکنم حتی اگر خودم هم بترسم ترس رو بهش ياد ندم شروع کردم قصه گفتن که يکروز يک پسر شجاع و محتاط بود اسمش چی بود
روبين = روبين کاکاسی
يک ماشينی داشت که اسمش چی بود
روبين = گراو بيل خيييييلی خطرناک
و و و وو و و و
ولی روبين گلی بعضی اوقات واقعا نميدونم چطور بايد برات توضيح بدم.اخه چيزی رو که عاشقشی چطور ميتونم بگم طرفش نرو چون خطرناک.
عاشق پيچ گوشتی و چکشی ولی اخه اگر بيافته رو پات يا برای اون چشمهای نازت اتفاقی بيافته من چه کنم.
ولی حق داری اينو رو حساب خودخواهی بگذاری مطمئنا پيش خودت ميگی اگر خطرناک پس شما چرا دست ميزنيد.حالا من اينو چطوری برات توضيح بدم.لطفا شما هم که به وبلا گ روبين سر ميزنيد بگيد من چه کنم.

نوشته شده توسط maman  در ساعت 0:37 قبل از ظهر | لینک  |